یـــا حبیبــــے، نور عینــــے
بگذار دلم سر به بیابان بگذارد/ دیوانگی ما به کسی ربط ندارد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : جوان ناکام
نظرسنجی
کدا مداح را بیشتر از بقیه ذاکران می پسندید؟











همه می دانند که مدیون شهدا هستند اما چه سود....
چند درصد ما در مسیر شهدا حرکت می کنیم
ما در هنگامه رویارویی با شهدا جز شرمندگی چه چیز می توانیم بگوییم
برخیز ای انسان و با شهدا همراه شو که هرچه هست در این عالم جز زندگی در مسیر شهدا و امام حسین (ع) نیست
من و تو نباید بگذاریم پرچم ابوالفضل ها به زمین افتد راه سخت و طاقت فرساست اما راه حق و حقیقت همین است
پس بشتاب ای مجاهد که فردا خیلی دیر است اسیر هواهای نفسانی نشو ریسمان هوس را پاره کن و مجاهدت را آغاز کن که هدف از خلقت ما بسیار بالاتر از مطاع دنیاست هدف لقا, خداوندست و بس
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین امنو و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر


نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
ر روز تاسوعا یک افسر عالی رتبه رژیم طاغوت با لباس‌های نظامی به بازار آمده بود، رسول ترک نگاهی به آن افسر انداخت و گفت: شاید شما نظامی‌ها بهتر از هر شخص دیگری بتوانید شعری را که می‌خوانم، درک کنید.

در مجلس عزاداری امام حسین(ع) افراد مختلفی از اقشار مختلف حضور پیدا می‌کنند؛ تفاوتی نمی‌کند که زاهد باشی یا بنده گناهکار، مهم این است که مجلس حسین(ع) دارالشفاست برای کسانی که مریض هستند چه مریض جسمی و روحی، مهم این است که روضه سید‌الشهدا انسان را از فرش به عرش رهنمون می‌کند، پس عزادار حسین محترم است و بانی مجلس موظف است که حرمت عزادار مولایش را حفظ کند.



نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
کی از نکات جالب‌ توجه در زندگی این سید شهید، توجه خاص او به امور معنوی بود. مواردی که شاید به نظر ساده آید اما تقید او و حتی تعیین مجازات در صورت عدم انجام آن نشانگر باور قلبی و یقین این جانباز شهید به اعتقاداتش بود.

به مرور دست‌نوشته‌هایی از او می‌پردازیم که قوانین ده‌گانه شهید علمدار اشاره دارد. باشد که به گوشه‌ای از معرفت شهدا دست‌ یابیم.


به ادامه مطلب رجوع شود



نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393
معنی حجاب رو میشه از این تصویر هم فهمید....!
حجاب یعنی؟؟




نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

با سلام خدمت تمام دوستان هیئتی. نرم افزار هیئت به لطف خدا به پایان رسید. البته خروجی این نرم افزار به صورت جاوا می باشد که در ادامه مطلب آموزش استفاده آن در اندروید را نیز خواهیم گفت.

 

 

screenshot_2014-04-25_2237 screenshot_2014-04-25_2237_1

ویژگی های این نرم افزار:

- برنامه های هیئت به تفکیک طرح ها، برنامه های هیئت، اردو ها و …

- معرفت قرآنی

- شهدا

- آگاهی از اطرافمان

و …

 

لینک دانلود نرم افزار:

دانلود نرم افزار به همراه آموزش برای نصب بر روی اندروید

 

آموزش نصب برنامه های جاوا بر روی اندروید به ترتیب زیر می باشد.

ابتدا فایل ها را در گوشی موبایل خود کپی نمایید.

هر سه فایل که عبارتند از Android.apk و TTS.jar و TTS.jad را در حافظه رم گوشی خود کپی نمایید. بعد از آن گوشی را را از کامپیوتر خود جدا نمایید و همان فایل کپی شده در موبایل را پیدا کنید. فایل Android.apk را نصب و اجرا نمایید. وقتی وارد محیط نرم افزار شدید دکمه منو گوشی خود را فشار دهید تا این گزینه را ببینید. SD Card. روی آن کلیک کنید. جستجو انجام می شئد و نام TTS را برای شما نمایش می دهد.روی آن کلیک می کنید. پیغامی مبنی بر اطلاعات نرم افزار به شما می دهد که شما آن را با تایید می کنید و پیغامی دیگر مبتنی بر آن می دهد که از شما اجازه نصب می خواهد. آن را هم بله می دهید و برنامه نصب می شود.



نوع مطلب : نرم افزار مذهبی موبایل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، شهید علی خلیلی ناهی از منکر  قبل از نائل شدن به درجه رفیع شهادت در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در مورد درگیری خود با اشراری که سال 90 قصد تجاوز به یک خانم را داشتند، گفت: نیمه شعبان دو سال پیش به نظرم ساعت دوازده شب بود که می‌خواستم دو نفر از دوستانم را به خانه‌‌شان در خاک سفید برسانم که دیدیم پنج، شش نفر در حال اذیت دو خانم هستند و به زور می‌خواستند وی را سوار ماشین کنند.
وی افزود: دوستان من به دلیل پائین بودن سنشان جلو نرفتند اما من به آن افراد تذکر دادم و گلاویز شدیم و یکباره چاقویی نمی‌‌دانم از کدام سو، نثار ما شد.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 23 فروردین 1393
شانه های ظهور:

رسول اکرم(ص) : شبی که مرا به معراج بردند خطاب به من شد که ای محمّد! از جمله عطایایی که به تو میشود، از صُلب تو یازده امام که در پشت سر آخرین آنها عیسی بن مریم نماز گذارد، می باشد. پر کند زمین را از عدل و داد بعد از آنکه پرشده باشد از ظلم و جور. بندگانم را بوسیله او از هلاکت نجات میدهم. (حضرت حجّت). گمراهان را بوسیله او هدایت میکنم. نابینایان و بیماران را بواسطه او شفا می دهم.

عرض کردم خداوندا! آن کی ( چه موقع) خواهد بود؟ خطاب رسید :

1- هرگاه علم از میان برداشته شود و جهل و نادانی بجای آن نشیند.

2- قتل و کُشتار زیاد شود.

3- فقها و هدایت کنندگان واقعی کم شوند.

4- علمای فاسق و خیانتکار زیاد شوند.

5- شعرا زیاد شوند.


به ادامه مطلب رجوع شود

نوع مطلب : مطالب مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 12 فروردین 1393
کمی فاطمی فکر کنیم...





نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
کلاس عاشقی امام راحل «قدس‌الله نفس الزکیه» همواره شاگردانی را به خود دید که امروز وقتی به سیره شخصیتی آنها می‌نگریم، نفس‌های تأثیرگذار پیر جماران را درمی‌یابیم که چه حُرهایی را تقدیم محضر ملکوتی رب‌الأرباب کرد.

پای خاطرات «محمد رعیتی» از رزمندگان لشکر ویژه ۲۵ کربلا نشستیم که تقدیم مخاطبان ارجمند می‌کنیم. ***

به ادامه مطلب رجوع شود...


نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

یکی از بچـه ها به ابــراهیم گفـت :
 
 ابرام جـون! تیـپ و هیکلـت خیلی جالـب شـــده...
 
 توی راه که می اومـدی دوتا دختـر پشـت سرت بـودن و مرتـب از تو حـرف میـزدند... 
 
شلــوار و پیرهن شیـک که پوشـیدی، ساک ورزشی هم که دسـت گرفتی ، کاملاً معلومه ورزشکاری! 
 

لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید..



نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهای خود عاجز باشد دیگری نمی تواند نمازهای او را قضا نماید.

کسی که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باید قضای آن را بجا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده یا به واسطه سستی، نماز نخوانده باشد ولی نمازهای یومیه ای را که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده قضا ندارد.

اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازی را که خوانده باطل بوده باید قضای آن را بخواند.

کسی که نماز قضا دارد باید در خواندن آن کوتاهی نکند ولی واجب نیست فورا آن را بجا آورد.

کسی که نماز قضا دارد می تواند نماز مستحبی بخواند.

اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایی دارد یا نمازهایی را که خوانده صحیح نبوده، مستحب است احتیاطاً قضای آن را بجا آورد.

قضای نمازهای یومیه لازم نیست به ترتیب خوانده شود. مثلاً کسی که یک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده لازم نیست اول نماز عصر و بعداز آن نماز ظهر را قضا نماید.

اگر بخواهد قضای چند نماز غیر یومیه مانند نماز آیات را بخواند یا مثلا بخواهد قضای یک نماز یومیه و چند نماز غیر یومیه را بخواند لازم نیست آنها را به ترتیب بجا آورد.

اگر کسی نداند که نمازهایی که از او قضا شده کدام یک جلوتر بوده لازم نیست به طوری بخواند که ترتیب حاصل شود و هر یک را می تواند مقدم بداند.

اگر کسی که نمازهایی از او قضا شده، می داند کدام یک جلوتر قضا شده، احتیاط مستحب آن است که به ترتیب قضا کند و آنچه اول قضا شده اول بخواند و دومی را بعد و همین طور.

اگر برای میتی می خواهند نماز قضا بدهند، و می دانند آن میت ترتیب قضا شدن را می دانسته باز لازم نیست طوری قضا را بجا بیاورند که ترتیب حاصل شود.

اگر برای میتی که در مسأله پیش گفته شد بخواهند چند نفر را اجیر کنند که نماز بخوانند لازم نیست برای آنها وقت مرتب معین کنند که با هم شروع نکنند در عمل .

اگر بدانند که میت ترتیب قضا شدن را نمی دانسته یا ندانند که می دانسته ، لازم نیست به ترتیب برای او قضا بجا بیاورند.

در مسأله پیش اگر بخواهند چند نفر را برای به جا آوردن نماز میت اجیر کنند لازم نیست وقت معین کنند و می توانند همه با هم شروع به قضا کنند.

کسی که چند نماز از او قضا شده و شماره آنها را نمی داند مثلا نمی داند چهار تا بوده یا پنج تا، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافی است و همچنین اگر شماره آنها را می دانسته و فراموش کرده، اگر مقدار کمتر را بخواند کفایت می کند.

کسی که نماز قضا از همین روز یا روزهای پیش دارد می تواند قبل از خواندن نمازی که قضا شده، نماز ادایی را بخواند و لازم نیست نماز قضا را جلو بیندازد.

کسی که می داند یک نماز چهار رکعتی نخوانده و نمی داند نماز ظهر است یا عصر است یا عشا، اگر یک نماز چهار رکعتی بخواند به نیت قضای نمازی که نخوانده کافی است .

اگر از روزهای گذشته نمازهای قضا دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضا شده، اگرچه لازم نیست نمازهای قضا را پیش از نماز ادا بخواند حتی اگرچه وقت داشته باشد و ترتیب بین نمازهای قضا را هم بداند ولی احتیاط استحبابی آن است که نمازهای قضا مخصوصا نماز قضای همان روز را پیش از نماز ادا بخواند.

تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهای خود عاجز باشد دیگری نمی تواند نمازهای او را قضا نماید.

نماز قضا را با جماعت می شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا، و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضای صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند اشکال ندارد.

مستحب است بچه ممیز یعنی بچه ای که خوب و بد را می فهمد به نماز خواندن و عبادت های دیگر عادت دهند بلکه مستحب است او را به قضای نمازها هم وادار نمایند.



نوع مطلب : مطالب مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

«عزیزان من! امروز تهاجم فرهنگى با استفاده از ابزارها و فناوری‏هاى جدید ارتباطى خیلى جدى است؛ صدها وسیله و راهرو اطلاعات به سمت فکر جوان و نوجوان ما وجود دارد؛ از انواع شیوه‌هاى تلویزیونى و رادیویى و رایانه‌اى و امثال این‏ها دارند استفاده مى‌کنند و همین‌طور به صورت انبوه، افکار و شبهه‌هاى گوناگون را در آن‏ها مى‌ریزند. باید در مقابل این‏ها ایستاد. امروز نمى‌شود به همان روش‏هاى قدیمى خودمان اکتفا کنیم؛ البته که جوان نمى‌آید.»....

به ادامه مطلب رجوع شود...



نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

رهبر انقلاب: بعضى‌ها با عنوان "دین دولتى" و "فرهنگ دولتى" میخواهند نظارت دولت را محدود كنند و تخریب كنند. دولت جزو مردم است؛ دین دولتى یعنى دین مردمى؛ همان دینى كه مردم دارند، دولت هم همان دین را دارد. دولت دینى با دین دولتى هیچ فرقى ندارد.. هر كسى هر توانى كه دارد، باید خرج ترویج فضائل كند. از همه‌ى اینها پرتوان‌تر هم دستگاه حكومت یك كشور است.



نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 17 آذر 1392

یك بار اتفاق افتاد كه بچه ها چند روز می گشتند و شهید پیدا نمی كردند. رمز شكستن قفل و پیدا كردن شهید، نام مقدس حضرت زهرا (س) بود. 15 روز گشتیم و شهید پیدا نكردیم. بعد یك روز صبح بلند شده و سوار ماشین شدیم كه برویم. با اعتقاد گفتم: «امروز شهید پیدا می كنیم، بعد گفتم كه این ذكر را زمزمه كنید:
دست و من عنایت و لطف و عطای فاطمه (س)
منم گدای فاطمه، منم گــــــدای فاطمه (س) »


تعدادی این ذكر را خواندند. بچه ها حالی پیدا كردند و گفتیم: «یا حضرت زهرا (س) ما امروز گدای شماییم. آمده ایم زائران امام حسین (ع) را پیدا كنیم. اعتقاد هم داریم كه هیچ گدایی را از در خانه ات رد نمی كنی.»
همان طور كه از تپه بالا می رفتیم، یك برآمدگی دیدیم.

 كلنگ زدیم، كارت شناسایی شهید بیرون آمد. شهید از لشگر 17 و گردان ولی عصر (عج) بود.یك روز صبح هم چند تا شهید پیدا كردیم. در كانال ماهی كه اكثراً مجهو ل الهویه بودند. اولین شهیدی كه پیدا شد، شهیدی بود كه اول مجروح شده بود. بعد او را داخل پتو گذاشته بودند و بعد شهید شده بود. فكر می كنم نزدیك به 430 تكه بود.بعد از آن شهیدی پیدا شد كه از كمر به پایین بود و فقط شلوار و كتانی او پیدا بود. بچه ها ابتدا نگاه كردند ولی چیزی متوجه نشدند. از شلوار و كتانی اش معلوم بود ایرانی است. 15 _ 20 دقیقه ای نشستم و با او حرف زدم و گفتم كه شما خودتان ناظر و شاهد هستی. بیا و كمك كن من اثری از تو به دست بیاورم. توجهی نشد. حدود یك ساعت با این شهید صحبت كردم، گفتم اگر اثری از تو پیدا شود، به نیت حضرت زهرا (س) چهارده هزار صلوات می فرستم. مگر تو نمی خواهی به حضرت زهرا (س ) خیری برسد.بعد گفتم كه یك زیارت عاشورا برایت همین جا می خوانم. كمك كن. ظهر بود و هوا خیلی گرم. بچه ها برای نماز رفته بودند. گفتم اگر كمك كنی آثاری از تو پیدا شود، همین جا برایت روضه ی حضرت زهرا (س) می خوانم. دیدم خبری نشد. بعد گریه كردم و گفتم عیبی ندارد و ما دو تا این جا هستیم؛ ولی من فكر می كردم شما تا اسم حضرت زهرا (س) بیاید، غوغا می كنید. اعتقادم این بود كه در برابر اسم حضرت زهرا (س) از خودتان واكنش نشان می دهید.
در همین حال و هوا دستم به كتانی او خورد. دیدم روی زبانه ی كتانی نوشته است: «حسین سعیدی از اردكان یزد.» همین نوشته باعث شناسایی او شد. همان جا برایش یك زیارت عاشورا و روضه ی حضرت زهرا (س) خواندم.

راوی:حاج حسین کاجی  

منبع:کتاب کرامات شهدا



نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آبان ماه سال 59 بود.روز عاشورا آماده شدم تا به هیئت بروم ساعت ده صبح بود.یكدفعه ضعف شدیدی در بدنم حس كردم.گویی جان از بدنم خارج  می شد.همان جا كنار در نشستم.نفهمیدم خواب بودم یا بیدار.یكدفعه محمد پسرم را دیدم كه با فرق خونین روی زمین افتاده!چند روزی ازعاشوراگذشت .شخصی كه می گفت از همرزمان محمد است به خانه ما آمد.ایشان گفت:صبح عاشورا با سی نفر از بچه های سپاه سر پل ذهاب به عملیات رفتیم.در راه در كمین ضد انقلاب گرفتار شدیم .از جمع بچه ها فقط من توانستم از میان كوه و تپه ها فرار كنم.بقیه بچه ها به شهادت رسیدند.پرسیدم شما محمد من را دیدی ؟مطمئن هستی شهید شده؟!گفت:بله،اتفاقا ایشان را دیدم.گلوله ای به فرق سر او اصابت كرد وروی زمین افتاد پرسیدم چه ساعتی این اتفاق افتاد؟گفت:حدود ساعت ده صبح!اما من سالها در آرزوی دیدار پسرم بودم.هیچ خبری از او نداشتم.تا اینكه دو سال قبل ناراحتی قلبی من شدید تر شد.آنقدر كه هیچ كاری نمی توانستم انجام دهم.تا اینكه انتظار من به سر آمد.!
 یك شب در عالم رویا پسر من محمد با لباس سپاه ویك اتومبیل زیبا به دیدار من آمد.با هم به بهشت زهرابر سر مزار حسین پسر دیگرم رفتیم.آنجا خیلی خلوت بود.همین كه به مزارحسین رسیدیم یكدفعه جمعیت زیادی در كنار ما جمع شده اند.آنها به من ومحمد سلام كردند .فهمیدم آنها شهدا هستند.بعد محمد من را به خانه رساند.واشاره ای به قلب من نمود.یكدفعه از خواب  پریدم.پزشك معالج هم باورش نمی شد .هیچ اثری از ناراحتی قلبی  بجا نمانده بود.قلب من دیگر هیچ مشكلی پیدا نكرد.از آن روز هم پسرم مرتب به من سر میزد.آخرین بار روز عاشورا بود.دی ماه سال 88.وقتی در غروب عاشورا صحنه های هتك حرمت به این روز عزیز از تلویزیون پخش شد فقط اشك می ریختم .همان شب باز پسرم به دیدن من آمد با هم به باغ زیبایی رفتیم در گوشه باغ نهر آبی  بودكه اطراف آن را درختان وچمن پوشانده بود.یكدفعه حضرت امام را دیدم .با همان هیبت زمان حیات.پیراهن بلند سفید بر تنشان بود مشغول وضو بودند.جلو رفتم وسلام كردم .حضرت امام با خوشرویی جواب دادند .
بی مقدمه گفتم :آقا این چه وضعی كه به وجود آمده!چرا بعضی این كارها را میكنند؟!حضرت امام لبخندی زدوفرمود:دلتان قرص باشد هیچ اتفاقی نمی افتد!   تمام شدو....  

راوی:مادر شهیدان محمد وحسین دهلوی



نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آیت الله مدنی (ره) این داستان را نقل می کند:
گویند در نجف روز عاشورا همه علما برای عزاداری به بیرون می آمدند و دسته های عراداری در حال حرکت بودند ، ناگهان دیدند علامه حلی (ره) عمامه و نعلین خود را در آوردند و به سمت یکی از دسته ها که تویرج نام داشت دوید.
بعد از این واقعه از علامه پرسیدند: چرا شما یکدفعه این کار را کردید؟ علامه گفت : دیدم وجود مقدس امام زمان (عج) در وسط دسته بدون عمامه و نعلین در حال عزاداری است. علامه می گوید: .قتی این حالت حضرت را دیدم به خود اجازه ندادم با عمامه و نعلین عزاداری کنم و عمامه و نعلین را در آوردم و به طرف آن دسته ایی که امام زمان (عج) در آن در حال عزاداری بود دویدم.

** هم اکنون می گویند اکثر علما در نجف در دسته ایی که علامه حلی و امام زمان (عج) بودند عزاداری می کردند



نوع مطلب : مطالب مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات