یـــا حبیبــــے، نور عینــــے
بگذار دلم سر به بیابان بگذارد/ دیوانگی ما به کسی ربط ندارد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : جوان ناکام
نظرسنجی
کدا مداح را بیشتر از بقیه ذاکران می پسندید؟












رهبر انقلاب: بعضى‌ها با عنوان "دین دولتى" و "فرهنگ دولتى" میخواهند نظارت دولت را محدود كنند و تخریب كنند. دولت جزو مردم است؛ دین دولتى یعنى دین مردمى؛ همان دینى كه مردم دارند، دولت هم همان دین را دارد. دولت دینى با دین دولتى هیچ فرقى ندارد.. هر كسى هر توانى كه دارد، باید خرج ترویج فضائل كند. از همه‌ى اینها پرتوان‌تر هم دستگاه حكومت یك كشور است.



نوع مطلب : اطلاع رسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 17 آذر 1392

یك بار اتفاق افتاد كه بچه ها چند روز می گشتند و شهید پیدا نمی كردند. رمز شكستن قفل و پیدا كردن شهید، نام مقدس حضرت زهرا (س) بود. 15 روز گشتیم و شهید پیدا نكردیم. بعد یك روز صبح بلند شده و سوار ماشین شدیم كه برویم. با اعتقاد گفتم: «امروز شهید پیدا می كنیم، بعد گفتم كه این ذكر را زمزمه كنید:
دست و من عنایت و لطف و عطای فاطمه (س)
منم گدای فاطمه، منم گــــــدای فاطمه (س) »


تعدادی این ذكر را خواندند. بچه ها حالی پیدا كردند و گفتیم: «یا حضرت زهرا (س) ما امروز گدای شماییم. آمده ایم زائران امام حسین (ع) را پیدا كنیم. اعتقاد هم داریم كه هیچ گدایی را از در خانه ات رد نمی كنی.»
همان طور كه از تپه بالا می رفتیم، یك برآمدگی دیدیم.

 كلنگ زدیم، كارت شناسایی شهید بیرون آمد. شهید از لشگر 17 و گردان ولی عصر (عج) بود.یك روز صبح هم چند تا شهید پیدا كردیم. در كانال ماهی كه اكثراً مجهو ل الهویه بودند. اولین شهیدی كه پیدا شد، شهیدی بود كه اول مجروح شده بود. بعد او را داخل پتو گذاشته بودند و بعد شهید شده بود. فكر می كنم نزدیك به 430 تكه بود.بعد از آن شهیدی پیدا شد كه از كمر به پایین بود و فقط شلوار و كتانی او پیدا بود. بچه ها ابتدا نگاه كردند ولی چیزی متوجه نشدند. از شلوار و كتانی اش معلوم بود ایرانی است. 15 _ 20 دقیقه ای نشستم و با او حرف زدم و گفتم كه شما خودتان ناظر و شاهد هستی. بیا و كمك كن من اثری از تو به دست بیاورم. توجهی نشد. حدود یك ساعت با این شهید صحبت كردم، گفتم اگر اثری از تو پیدا شود، به نیت حضرت زهرا (س) چهارده هزار صلوات می فرستم. مگر تو نمی خواهی به حضرت زهرا (س ) خیری برسد.بعد گفتم كه یك زیارت عاشورا برایت همین جا می خوانم. كمك كن. ظهر بود و هوا خیلی گرم. بچه ها برای نماز رفته بودند. گفتم اگر كمك كنی آثاری از تو پیدا شود، همین جا برایت روضه ی حضرت زهرا (س) می خوانم. دیدم خبری نشد. بعد گریه كردم و گفتم عیبی ندارد و ما دو تا این جا هستیم؛ ولی من فكر می كردم شما تا اسم حضرت زهرا (س) بیاید، غوغا می كنید. اعتقادم این بود كه در برابر اسم حضرت زهرا (س) از خودتان واكنش نشان می دهید.
در همین حال و هوا دستم به كتانی او خورد. دیدم روی زبانه ی كتانی نوشته است: «حسین سعیدی از اردكان یزد.» همین نوشته باعث شناسایی او شد. همان جا برایش یك زیارت عاشورا و روضه ی حضرت زهرا (س) خواندم.

راوی:حاج حسین کاجی  

منبع:کتاب کرامات شهدا



نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آبان ماه سال 59 بود.روز عاشورا آماده شدم تا به هیئت بروم ساعت ده صبح بود.یكدفعه ضعف شدیدی در بدنم حس كردم.گویی جان از بدنم خارج  می شد.همان جا كنار در نشستم.نفهمیدم خواب بودم یا بیدار.یكدفعه محمد پسرم را دیدم كه با فرق خونین روی زمین افتاده!چند روزی ازعاشوراگذشت .شخصی كه می گفت از همرزمان محمد است به خانه ما آمد.ایشان گفت:صبح عاشورا با سی نفر از بچه های سپاه سر پل ذهاب به عملیات رفتیم.در راه در كمین ضد انقلاب گرفتار شدیم .از جمع بچه ها فقط من توانستم از میان كوه و تپه ها فرار كنم.بقیه بچه ها به شهادت رسیدند.پرسیدم شما محمد من را دیدی ؟مطمئن هستی شهید شده؟!گفت:بله،اتفاقا ایشان را دیدم.گلوله ای به فرق سر او اصابت كرد وروی زمین افتاد پرسیدم چه ساعتی این اتفاق افتاد؟گفت:حدود ساعت ده صبح!اما من سالها در آرزوی دیدار پسرم بودم.هیچ خبری از او نداشتم.تا اینكه دو سال قبل ناراحتی قلبی من شدید تر شد.آنقدر كه هیچ كاری نمی توانستم انجام دهم.تا اینكه انتظار من به سر آمد.!
 یك شب در عالم رویا پسر من محمد با لباس سپاه ویك اتومبیل زیبا به دیدار من آمد.با هم به بهشت زهرابر سر مزار حسین پسر دیگرم رفتیم.آنجا خیلی خلوت بود.همین كه به مزارحسین رسیدیم یكدفعه جمعیت زیادی در كنار ما جمع شده اند.آنها به من ومحمد سلام كردند .فهمیدم آنها شهدا هستند.بعد محمد من را به خانه رساند.واشاره ای به قلب من نمود.یكدفعه از خواب  پریدم.پزشك معالج هم باورش نمی شد .هیچ اثری از ناراحتی قلبی  بجا نمانده بود.قلب من دیگر هیچ مشكلی پیدا نكرد.از آن روز هم پسرم مرتب به من سر میزد.آخرین بار روز عاشورا بود.دی ماه سال 88.وقتی در غروب عاشورا صحنه های هتك حرمت به این روز عزیز از تلویزیون پخش شد فقط اشك می ریختم .همان شب باز پسرم به دیدن من آمد با هم به باغ زیبایی رفتیم در گوشه باغ نهر آبی  بودكه اطراف آن را درختان وچمن پوشانده بود.یكدفعه حضرت امام را دیدم .با همان هیبت زمان حیات.پیراهن بلند سفید بر تنشان بود مشغول وضو بودند.جلو رفتم وسلام كردم .حضرت امام با خوشرویی جواب دادند .
بی مقدمه گفتم :آقا این چه وضعی كه به وجود آمده!چرا بعضی این كارها را میكنند؟!حضرت امام لبخندی زدوفرمود:دلتان قرص باشد هیچ اتفاقی نمی افتد!   تمام شدو....  

راوی:مادر شهیدان محمد وحسین دهلوی



نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آیت الله مدنی (ره) این داستان را نقل می کند:
گویند در نجف روز عاشورا همه علما برای عزاداری به بیرون می آمدند و دسته های عراداری در حال حرکت بودند ، ناگهان دیدند علامه حلی (ره) عمامه و نعلین خود را در آوردند و به سمت یکی از دسته ها که تویرج نام داشت دوید.
بعد از این واقعه از علامه پرسیدند: چرا شما یکدفعه این کار را کردید؟ علامه گفت : دیدم وجود مقدس امام زمان (عج) در وسط دسته بدون عمامه و نعلین در حال عزاداری است. علامه می گوید: .قتی این حالت حضرت را دیدم به خود اجازه ندادم با عمامه و نعلین عزاداری کنم و عمامه و نعلین را در آوردم و به طرف آن دسته ایی که امام زمان (عج) در آن در حال عزاداری بود دویدم.

** هم اکنون می گویند اکثر علما در نجف در دسته ایی که علامه حلی و امام زمان (عج) بودند عزاداری می کردند



نوع مطلب : مطالب مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
کد آوای انتظار همراه اول از حاج عبدالرضا هلالی

برای فعال سازی و خرید آوای انتظار کد مورد نظر را به شماره 8989 پیامک کرده و یا کد #کد مورد نظر*222*111* را شماره گیری نمایید.

30812   ابوتراب - عبدالرضا هلالی

10212   آقای من دنیای من - عبدالرضا هلالی

30385   بگو علی - عبدالرضا هلالی

10202   حیدر بابا - عبدالرضا هلالی

30586   سایتون سنگینه - عبدالرضا هلالی

30801   سفره امام حسن - عبدالرضا هلالی

30587   سیدی مولا یابن الحسن - عبدالرضا هلالی

30816   شب آمرزش - عبدالرضا هلالی

30386   علی علی حیدر مدد - عبدالرضا هلالی

30814   علی مولا یا علی1 - عبدالرضا هلالی

30813   علی مولا یا علی2 - عبدالرضا هلالی

30809   علی ولی اله - عبدالرضا هلالی

30287   علی ولی الله - عبدالرضا هلالی

30811   غلام حیدر - عبدالرضا هلالی

30364   یا زهرا 1 - عبدالرضا هلالی

30365   یا زهرا 2 - عبدالرضا هلالی

30366   یا زهرا 3 - عبدالرضا هلالی

30800   یا حسن - عبدالرضا هلالی

30250   منو دل کندن - عبدالرضا هلالی

30802   میلاد امام حسن - عبدالرضا هلالی

30803   مددی حیدر کرار - عبدالرضا هلالی

30387   مدد یا حیدر مولا - عبدالرضا هلالی

30815   لیله القدر - عبدالرضا هلالی

30589   گل نرگس1 - عبدالرضا هلالی

30588   گل نرگس2 - عبدالرضا هلالی




نوع مطلب : اطلاع رسانی، مداحی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات